أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

141

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نارسيده باشد هژده هزار عالم آفريده باشم . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 118 ] وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ( 118 ) گفتند آنان كه نميدانند از مشركان عرب بر آنچه تو ميگوئى اى محمّد چرا خداى معاينه با ما سخن نميگويد كه تو رسول اوئى يا آيتى و علامتى و نشانى بما آيد كه دليل صدق تو كند اى محمّد همچنين كه اينها ميگويند گفتند آنان كه از پيش ايشان بودند از كافران امّتان گذشته مانند گفتار اينها گفته‌اند دلهاى ايشان از كفر و سختى با هم مىماند ما آيات و بيّنات را هويدا و روشن گردانيديم از بهر قومى كه ايشان يقين دانند و يقين را كار فرمايند اين چه ايشان ميگويند از سر عناد و تكبّر مى - گويند و تحكّم و تعنّت مىورزند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 119 ] إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ ( 119 ) ما فرستاديم اى محمّد ترا به حق با قرآنى و دينى حق و درست و راست بشارت دهنده دوستان مرا بثوابى دائم و بيم كننده دشمنان مرا بعذابى رنجانندهء دائم اگر ايمان نيارند و راه دوزخ اختيار كنند و بدوزخ روند گو برويد كه از تو از اهل اصحاب دوزخ « 1 » سؤال نخواهند كرد بدين معنى است آنكه از مقاتل روايت كرده‌اند كه سبب نزول اين آن بود كه رسول صلى اللّه عليه و آله اصحاب خود را گفت : « لو انزل اللّه عذابا باليهود لآمنوا » اگر خداى عذاب فرستادى جهودان را ايمان آوردندى . ابن عباس گفت كه : روزى رسول گفت : « ليت شعرى ما فعل اللّه بالكفّار » كاشكى دانستمى كه خداى تعالى با كافران گذشته چه كرد ؟ اين آيت آمد « وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ » . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 120 ] وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ ( 120 )

--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى ؛ و در باقى نسخ : « از اصحاب دوزخ » و در صفحهء 113 سطر 4 و 5 نظير عبارت متن گذشت و وجه آن ضمن ذكر خصائص اين كتاب گفته مىشود .